تبليغاتX
منتظران ظهور - آسيب‏شناسى تربيتى مهدويت

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً..............به پایگاه منتطران یار خوش آمدید


            مقام معظم رهبری در آخرخطبه ی دوم نماز جمعه روز(۲۹/۳/۱۳۸۸) فرمودند: يك خطاب آخرى هم عرض كنم به مولامان و صاحبمان، حضرت بقيةاللَّه (ارواحنا فداه): اى سيد ما،اى مولاى ما! ما آنچه بايد بكنيم، انجام ميدهيم؛ آنچه بايد هم گفت، هم گفتيم و خواهيم گفت. من جان ناقابلى دارم،جسم ناقصى دارم، اندك آبروئى هم دارم كه اين را هم خود شما به ما داديد؛ همه‏ى اينها را من كف دست گرفتم، در راه اين انقلاب و در راه اسلام فداخواهم كرد؛ اينها هم نثار شما باشد. سيد ما، مولاى ما، دعا كن براى ما؛ صاحب ما توئى؛ صاحب اين كشور توئى؛ صاحب اين انقلاب توئى؛ پشتيبان ماشما هستيد؛ ما اين راه را ادامه خواهيم داد؛ با قدرت هم ادامه خواهيم داد؛ در اين راه ما را با دعاى خود، با حمايت خود، با توجه خود، پشتيبانى بفرما.        


آسيب‏شناسى تربيتى مهدويت / دكتر خسرو باقرى




مقدمه

آسيب‏شناسى تربيتى مهدويت، يكى از مصداق‏هاى بحث عام‏ترى است كه از آن، به عنوان آسيب‏شناسى در تربيت دينى ياد شده است . براى توضيح اين كه مقصود از آسيب‏شناسى تربيتى مهدويت چيست، نخست‏بايد به جنبه‏ى تربيتى مهدويت اشاره كرد . اعتقاد به وجود و ظهور امام مهدى (عج)، از جمله‏ى اعتقادات اسلامى و شيعى است و هم‏چون ساير اجزاى اين اعتقادات، لوازم تربيتى معينى بر آن مترتب است . بر اين اساس، مهدويت، تنها مساله‏اى اعتقادى نيست، بلكه از بعد تربيتى نيز برخوردار است . هنگامى كه ما مشخص مى‏كنيم بر اساس متون روايى، اعتقاد به وجود و ظهور مهدى (عج)، ضرورى است، مجموعه‏اى دانشى را براى افراد فراهم نموده‏ايم . اما هنگامى كه اين مجموعه‏ى دانشى، به همراه خود، تحولات هيجانى، عاطفى و عملى معينى را ايجاد مى‏كند كه ضمن آن، افراد مى‏كوشند خود را براى ياورى امام مهدى (عج) مهيا سازند، چهره‏ى تربيتى مهدويت آشكار مى‏گردد .



با توجه به جنبه‏ى تربيتى مهدويت، اكنون مى‏توان مقصود از آسيب‏شناسى معطوف به آن را مشخص كرد . در اين‏جا، آسيب‏شناسى، حاكى از بازشناسى موارد سوءبرداشت‏يا سوءعملكرد در جريان تربيتى مهدويت است . تا جايى كه به ذات دين، مشتمل بر مهدويت، مربوط است، نمى‏توان از آسيب و آسيب‏شناسى سخن به ميان آورد . اما هنگامى كه جريان تربيت دينى، مشتمل بر بعد تربيتى مهدويت، شكل مى‏گيرد، امكان ظهور آسيب و بنابراين آسيب‏شناسى فراهم مى‏گردد; زيرا در جريان تربيت دينى، دست آدمى گشوده مى‏شود و اكنون اوست كه بايد با فهمى كه از دين كسب مى‏كند، به عمل روى آورد و زمينه‏ى تحقق برداشت‏هاى خود را هموار كند . در طى اين مسير است كه افق كوتاه ديد آدمى، بدفهمى‏ها را در دامن مى‏پرورد، چنان‏كه دامنه‏ى محدود همت او، بدكردارى‏ها را در پى مى‏آورد . از اين رو، آسيب‏شناسى تربيتى مهدويت، تلاشى براى بازشناسى اين گونه لغزش‏هاى فكرى و عملى در جريان تحقق بخشيدن به بعد تربيتى مهدويت است .



اما چنان‏كه اشاره شد، آسيب‏شناسى تربيتى مهدويت، خود، موردى از بحث عام‏تر آسيب‏شناسى تربيت دينى و اسلامى است . به عبارت ديگر، همه‏ى انواع آسيب‏شناسى در تربيت دينى، در هر يك از موارد آن نيز صادق خواهد بود . به اين ترتيب، رابطه‏ى آسيب‏شناسى تربيت دينى با آسيب‏شناسى تربيتى مهدويت، رابطه‏ى كلى و جزئى خواهد بود . يعنى آن‏چه به طور كلى در مورد نخست صادق است، به نحو جزئى و مصداقى، در مورد دوم نيز صادق خواهد بود .



بر اين اساس، چارچوب آسيب‏شناسى تربيتى مهدويت‏بايد بر حسب چارچوب كلى آسيب‏شناسى تربيت دينى و اسلامى صورت‏بندى شود . نگارنده، پيش‏تر در مقاله‏اى تحت عنوان «آسيب و سلامت در تربيت دينى‏» ، چارچوبى كلى براى بحث پيشنهاد كرده است . (1)



در نوشتار حاضر، با مبنا قرار دادن چارچوب مذكور، در مورد خاص مهدويت‏به بحث از آسيب‏شناسى تربيتى خواهيم پرداخت . در چارچوب مبنايى، آسيب‏شناسى تربيت دينى، در هفت محور تنظيم شده است . در هر يك از اين محورها، دو سوى لغزش و آسيب و يك حد ميانه، به منزله‏ى شاخص سلامت مطرح گرديده است . در اين‏جا، فهرست محورهاى مذكور ذكر مى‏گردد و در متن مقاله، با اشاره‏اى كوتاه در توضيح هر يك، مستنداتى در خصوص بحث اصلى اين نوشتار يعنى مهدويت‏به دست داده خواهد شد .



محورهاى اصلى آسيب‏شناسى تربيت دينى به قرار زير است:



1 . آسيب‏ها: حصاربندى و حصارشكنى; سلامت: مرزشناسى .



2 . آسيب‏ها: كمال‏گرايى (غيرواقع‏گرا) و سهل‏انگارى; سلامت: سهل‏گيرى .



3 . آسيب‏ها: گسست و دنباله‏روى; سلامت: هدايت .



4 . آسيب‏ها: مريد پرورى و تك‏روى; سلامت: امامت .



5 . آسيب‏ها: قشرى‏گرى و عقل‏گرايى; سلامت: عقل‏ورزى .



6 . آسيب‏ها: خرافه‏پردازى و راززدايى; سلامت: حق‏باورى .



7 . آسيب‏ها: انحصارگرايى و كثرت‏گرايى; سلامت: حقيقت‏گرايى مرتبتى .



محور اول - آسيب‏ها حصاربندى و حصارشكنى; سلامت: مرزشناسى

اشاره: در اين محور، آسيب‏هاى تربيت دينى، در دو سوى متقابل، حصاربندى و حصارشكنى ناميده شده‏اند . در حصاربندى، نظر بر اين است كه خط مشى اساسى براى تربيت دينى افراد، دور نگاه‏داشتن آنان از بدى و نادرستى است . اين شيوه‏ى قرنطينه‏سازى، خود، يكى از منشاهاى آسيب‏زاست; زيرا با مانع شدن آنان از مواجهه با بدى و نادرستى، توان مقاومت را در آنان تحليل مى‏برد . قرنطينه‏سازى، تنها به صورت موقت و در برخى از مراحل اوليه‏ى تربيت رواست، اما تبديل آن به خط مشى اساسى تربيت، در حكم مبدل ساختن آن به يكى از عوامل آسيب‏زايى است . از سوى ديگر، حصارشكنى و قراردادن افراد در معرض مواجهه با جريان‏هاى مختلف فكرى و عملى، بدون فراهم آوردن قدرت تحليل و مقاومت در آنان نيز منشا آسيب‏زايى است . حالت‏سلامت در تربيت دينى، مرزشناسى است . مرزشناسى چون يكى از عوامل راهبردى در تربيت دينى است، حاكى از آن است كه بايد در جريان طبيعى زندگى، در مواجهه با بدى‏ها و نادرستى‏ها، توانايى تبيين و تفكيك ميان خوبى و بدى يا درستى و نادرستى را به صورت مدلل در افراد فراهم آورد و به اين ترتيب، زمينه‏ى مهار گرايش‏هاى آنان به بدى و نادرستى را مهيا كرد . مرزشناسى با تقواى حضور ملازم است، نه با تقواى پرهيز و مصونيت در متن موقعيت را جست‏وجو مى‏كند، نه مصونيت در قرنطينه را .



با توجه به چارچوب كلى آسيب و سلامت در اين محور، به بررسى آن در مورد خاص مهدويت‏خواهيم پرداخت . بر اين اساس، بهره‏ورى از مهدويت در امر تربيت، در دو صورت آسيب‏زا خواهد بود . هنگامى كه فهم ما از اين اصل اعتقادى و عمل ما در پرتو آن، به صورت حصاربندى جلوه‏گر شود و هنگامى كه موضع ما در قبال آن به حصارشكنى منجر شود .



در شكل نخست از آسيب‏زايى، تصور و برداشتى ايستا از مهدويت و انتظار مهدى (عج) وجود دارد . به اين معنا كه دو صف حق و باطل، هر يك با پيروان خود، برقرارند تا زمانى كه ظهور رخ دهد و باطل مضمحل شود . در اين فاصله، پيروان حق بايد بريده و بركنار از پيروان باطل، "انتظار" بكشند تا لحظه‏ى وقوع واقعه فرارسد . در اين تصور، دوران غيبت، به مثابه‏ى "اتاق انتظار" است كه بايد در آن، به دور از اهل باطل، نشست و منتظر بود تا صاحب امر بيايد و كار را يكسره كند . تلاش افراد در اين‏جا براى دور نگاه‏داشتن و مصون داشتن خود و ديگران، از اهل باطل است . پى‏آمد چنين فهمى از مهدويت، به صورت تربيت قرنطينه‏اى آشكار مى‏گردد كه در آن مى‏كوشند افراد را با كنار كشيدن از معركه، همراه با انتظارى انفعالى، مصون نگاه دارند .



اين پى‏آمد تربيتى، گونه‏اى آسيب‏زا از تربيت را نشان مى‏دهد; زيرا منطق حصاربندى بر آن حاكم است كه عبارت از افزايش آسيب‏پذيرى فرد از طريق دور نگاه‏داشتن وى از مواجهه است . اما اين آسيب‏زايى، خود، از كژفهمى نسبت‏به مهدويت نشات يافته است . اگر مهدويت، ناظر به غلبه‏ى نهايى حق بر باطل است، بايد اين غلبه را در پرتو قانون كلى چالش ميان حق و باطل فهم كرد . در چالش با باطل است كه حق غالب مى‏گردد: «بلكه حق را بر باطل فرومى‏افكنيم، پس آن را درهم مى‏شكند، و ناگاه نابود مى‏گردد . واى بر شما از آن‏چه وصف مى‏كنيد» . (2)



در روايات نيز مساله‏ى مهدويت، نه در قرنطينه، بلكه در فضاى باز، يعنى در عرصه‏ى مواجهه و چالش ميان حق و باطل ترسيم شده است . به تعبير روايتى كه در زير آمده‏است، مؤمنان در عصر غيبت، چون ساكنان كشتى اسير در پنجه‏ى توفانند كه با آن واژگون و زيرورو مى‏گردند . آنان با پرچم‏هاى اشتباه‏انگيز روبه‏رو خواهند بود و بايد چنان بصيرتى داشته باشند كه پرچم مهدى (عج) را از پرچم‏هاى دروغين بازشناسند . در چنين عرصه‏ى چالش‏خيزى است كه بايد كسى ايمان خويش را محفوظ نگاه دارد; قرنطينه‏اى در كار نيست . روايت چنين مى‏گويد:



مفضل بن عمر جعفى گويد: شنيدم كه شيخ - يعنى امام صادق عليه السلام - مى‏فرمود: «مبادا علنى كنيد و شهرت دهيد . بدانيد به خدا قسم، حتما مدت زمانى از روزگار شما غايب خواهد شد و بى‏ترديد پنهان و گم‏نام خواهد گرديد تا آن‏جا كه گفته شود: آيا او مرده است؟ هلاك شده است؟ در كدامين سرزمين راه مى‏پيمايد؟ و بدون شك ، ديدگان مؤمنان بر او خواهد گريست و هم‏چون واژگون شدن كشتى در امواج دريا، واژگون و زيرورو خواهند گرديد . پس هيچ‏كس رهايى نمى‏يابد مگر آن‏كس كه خداوند از او پيمان گرفته و ايمان را در دل او، نقش كرده و با روحى از جانب خود تاييدش فرموده باشد . بى‏ترديد، دوازده پرچم اشتباه‏انگيز كه شناخته نمى‏شود كدام از كدام است، برافراشته خواهد شد . . .» . (3)



در همين سياق، روايات فراوانى وجود دارد حاكى از اين كه در دوران غيبت، آزمون‏هاى سنگين و دشوارى‏هاى بسيار رخ خواهد داد . به طور مثال، در روايتى از جابر جعفى آمده است كه مى‏گويد: «به امام باقر عليه السلام گفتم كه گشايش در كار شما كى خواهد بود؟ پس فرمود: هيهات! هيهات! گشايش در كار ما رخ نمى‏دهد تا آن كه شما غربال شويد و بار ديگر غربال شويد - و اين را سه بار فرمود - تا آن كه خداى تعالى، تيرگى را (از شما) زايل كند و شفافيت (در شما) به جاى ماند .» (4) چنان كه عبارات مذكور نشان مى‏دهد، دوران غيبت، دوران مواجهه با موقعيت‏هاى سخت و آزمون‏هاى دشوار است كه در نتيجه‏ى آن، بسيارى غربال خواهند شد; به اين معنا كه از آزمون سربلند بيرون نخواهند آمد . بنابراين، تصور آرميدن در حصارى محفوظ و بركنار ماندن از اصطكاك و مواجهه، تصورى مردود است و در قاموس مهدويت و تربيت مهدوى نيست .



شكل دوم از آسيب‏زايى، در مقابل حصاربندى، با حصارشكنى آشكار مى‏گردد . در حالى كه در حصاربندى، مرزهاى آهنين مى‏گذارند، در حصارشكنى، هر مرزى را برمى‏دارند و بى‏مرزى را حاكم مى‏كنند . حاصل اين امر، بروز التقاطهاى ناهم‏خوان ميان انديشه‏هاى حق و باطل است . آسيب‏زايى حصارشكنى در تربيت دينى اين است كه درست و نادرست، يك‏جا خوراك افراد تحت تربيت مى‏شود و اين خوراك ناجور، رشدى را سبب نخواهد شد و چه‏بسا كه مسموميت و هلاك در پى داشته باشد . نمونه‏ى اين بى‏مرزى و التقاط در عرصه‏ى مهدويت، آن است كه كسانى معتقد شوند «مهدى‏» اسم خاصى براى فرد معينى نيست، بلكه نمادى كلى براى اشاره به چيرگى نهايى حق و عدالت‏بر باطل و بيدادگرى است و مصداق اين نماد مى‏تواند هر كسى باشد .



در روايات مربوط به مهدويت، اين گونه حصارشكنى به ديده‏ى منفى نگريسته شده است .
+   نوشته شده توسط مصطفی صابری;  |  داغ کن - کلوب دات کام